تبلیغات
وبلاگ ساره - 616
تاریخ : شنبه 22 اسفند 1394 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : محیا



بسم الله...

میدان نبرد تو میان در و دیوار

تنگ است برای تو جهان در و دیوار

 

با قدرت یک ضربه که در باز نمی شد

از پشت در افتاد به جان در و دیوار

 

در باز شد و بسته شد آنقدر که آخر

خون تو تپید از ضربان در و دیوار

 

مسمار تو را از نفس انداخت وگرنه

قتل تو نبوده است توان در و دیوار

 

مسمار اثرش مُهر علی دوستی توست

بر روی تنت مانده نشان در و دیوار

 

از حیرت و از سوختگی در چوبی

وامانده از آن روز دهان در و دیوار

 

وقتی تو خودت حادثه را شرح ندادی

باید که شنیدش ز زبان در دیوار

 

صدبار هم این روضه اگر خوانده شود باز

سخت است به والله بیان در و دیوار...

 

م.ر



درد سر ، بین گذر ، چند نفر، یک مادر...

شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

 

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری

امنیت نیست ، از این کوچه سریع تر بگذر

 

دیشب از داغ شما فال گرفتم ، آمد :

دوش می آمد و رخساره … نگویم بهتر!

 

من به هر کوچه ی خاکی که قدم بگذارم

نا خود آگاه به یاد تو می افتم مادر

 

چه شده ؟! قافیه ها باز به جوش آمده اند:

دم در، فضه خبر! مادر و در، محسن پر...

 

کاظم بهمنی


 بوی دود است كه پیچیده، كجا میسوزد؟
نكند خانه ی مولاست؟... خدا رحم كند... 

هیزم آورده كه آتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست... خدا رحم كند...

در سوخته


ای مادر کاش یادمون نره چرا اینقدر سختی کشیدی کاش ..... کاش ما مراقبت کنیم ازش
مادر خیلی غریبیم



  • paper | کـــارآفریــــن برتـــر | نـــرم افزار آزاد